درباره نویسنده
و اکنون من فارغ از شادمانی هفت سالگی و به یاد کوچه های کودکی و بادبادک و گرگم به هوا و فارغ از آنکه بابا نان داد در خود به دنبال خویشتن میگردم تا شاید روزی به معنای واقعی عشق حقیقی برسم.
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با من
فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
دختر صحرا
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
خدا در نزدیکی ماست...
دانه کوچولو...
دل نوشته...
عشق یعنی چه؟
دل نوشته...
درباره عشق...
خدایا...
بارالها...
عاشقی...
راه زندگی...
بهانه دلتنگی...
و باز بغض سنگینی...
رها...
زندگی....
ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را...
آرزوی بچگی...
دلتنگی...
دنیا...
عشق...
گذر زمان...
صدای عشق . . . .
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
دوستان من
دیوارکبود
گل سرخی برای تو عشقم
باور یک پنجره
شریک کودکی های من شوید...
مرد تنها
آریا فرمانروای تنهایی
ناشناس
خزان غم انگیز.
اخبار فناوری اطلاعات
شبکه اجتماعی بهشت من
جامعه ادبی بیشه
باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر
دختر صحرا
آرزوی بچگی...
نویسنده: دختر صحرا - شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸
چه دیر میفهمیم که زندگی همون روزهایی بود که زود سپری شدنش رو آرزو میکردیم...
(آنتونی رابینز)
نظرات ()